سجاد نیکنام: سال 86 با تمام تلخیها و خوشیهایش را پشت سر نهادیم و بی شک سال گذشته دستآوردهای بسیاری برای جنبشهای اجتماعی ایران به دنبال داشت. البته شاید بسیاری سعی بر این داشته باشند که این دستآوردها را کم رنگ یا بی ارزش جلوه دهند ولی مسلماً ارزش فعالیتهای رو به رشد سال 86 را، فعالین مدنی و حقوق بشر ایران بیشتر از همه درک خواهند کرد که مطمئناً تجربیات بسیاری برای آنها به دنبال داشته است. زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان، اقوام ایرانی و ... هزینه های متعددی را در این سال متحمل شدند و همین ارزش کاری را که آنها شاید به تنهایی بر انجام آن همت نموده اند، بیشتر جلوه گر میسازد و امید که در سال 87 دیگر احساس تنهایی نکنند و بیش از پیش در نیل به اهدافشان موفق باشند. اما در حالی به پیشواز سال نو رفتیم که فعالین بسیاری هفت سین خود را امسال در محبس چیدند و نه تنها این فعالین مدنی دور از اعضای خانواده خویش، سال را نو کردند، بلکه خانواده های رنج دیده آنها نیز با تلخیهای بسیار به پیشواز سال 87 میروند و کاش در تعطیلات نوروزی آنها را که برای من و تو امروز در شرایط سختی به سر میبرند، فراموش نکنیم و حداقل خانواده هایشان را از غم دوری عزیز خارج و دقایقی شایداندک، شادی را به دلهایشان بنشانیم و دعا کنیم که سال 87 سالی سرشار از سربلندی و پیروزی برای ایران و ایرانی باشد و مردم و مسئولین با درکی متقابل از شرایط هم، امسال را سال برآورده ساختن مطالبات ملیمان قرار دهیم و آرزو کنیم که دیگر در پایان سال 87 و به همت مردم و مسئولین آگاه به خواسته های ملی و مدنی، رنجی که هم اکنون میهنمان با آن روبرو هست، نداشته باشیم و دیگر هیچ ایرانی ای صرفاً به جهت ابراز عقاید خود و مطالبه خواسته های بحق خویش، بازداشت را تجربه نکند.

زنان و سالی که گذشت
فاطمه: روزهای آخر سال همیشه متفاوت از روزهایی است که در طول یک سال سپری میکنیم؛ ناخودآگاه یک شور و حال همراه با یک اضطراب خاصی به سراغ آدم میآد؛ کارهایی از قبیل خرید - البته عموماً قیمت کردن اجناس - و خونه تکونی و ... همه و همه چیزایی هستن که وقت و فکر هر کسی رو مشغول میکنن تا کمتر به مسائل جانبی که روزای دیگه واسمون مهمتر بودن، برسیم؛ احتمالاً همه شما تا حالا ماهی قرمز عید رو گرفتین، ماهیی که جونش واسمون خیلی کمتر از این حرفا ارزش داره که سر 200 تومان و 150 تومنش چونه میزنیم! دیروز چشمم به همون ماهی کوچیک توی تنگی خورد که چند روزی میشه که توش اسیره، یک ساعتی شد که متوجه شدم بهش زل زدم و به اینور و اونور رفتنش خیره شدم! یه حس عجیبی تو چشاش بود، انگار داشت همه چیز رو دقیق میدید و درک میکرد، اما توانایی انجام کاری رو نداشت، حتی اونقدر ناتوانه که زندگیش در همون تنگ کوچیک خلاصه میشه. نمیدونم چرا حس ماهی رو درک میکنم، انگار که وضعیتمون یه جورایی شبیه همون ماهیه؛ با اینکه همه اتفاقات جلوی چشم ماهی میافته، اما ماهی بیچاره خیلی بی مصرفتر از این حرفاست که بتونه کاری بکنه، بیشتر که فکر میکنم، میبینم من و امثال من هم شرایطی شبیه به همون ماهی رو داریم، وقتی زندگیه یک ساله رو مرور میکنم، میبینم پره از اتفاقاتی که جلوی چشم من و تو افتاده و هیچ کدوممون چاره ای جز نگاه کردن نداشتیم، یه عده معدودی هم که خواستن حرفی بزنن، متاسفانه امسال شب عیدی نباید کنار خانواده هاشون باشن؛ دلم به حال ماهی کوچیک و همه ماهیهای قرمز کوچیک میسوزه، رنج بزرگی رو دارن تحمل میکنن؛ وقتی به دنیای کوچیک ماهی فکر میکنم، دلم میخواد یکی ناغافل پاش به تنگ بخوره و ماهی بیچاره رو از این زندگی دردناک نجات بده، اما وقتی وضعیت امثال خودمو شبیه به ماهیه میبینم، وضع فرق میکنه! نمیشه به همین راحتی چشم به همه چیز بست و به پایان زندگی در خفقان راضی شد. شاید این نوشته، آخرین نوشته امسال من باشه، نمیخواستم آخرین نوشتم، نوشته تلخی باشه، اما انگار ترک عادت نمیشه کرد و وقتی نویسنده یک دانشجو و البته یک دختر در این روزگار باشه، چاره ای جز تلخ نوشتن نداره .با نگاهی به آمار و اعداد شاید امسال بدترین سال برای ما زنان و دختران بود. طرح محدوديت ورود بانوان به دانشگاهها، لايحه مجوز تعدد زوجات به مردان بدون حق اعتراض به زنان، طرح جداسازی کتب آموزشی دختران و پسران و... فقط نمونه بارزی از محدودیتهایی است که برایمان روا دانسته اند، حتی امسال کم نداشته ایم از خبرهایی همچون احضار و بازجویی و محاکمه فعالين جنبش زنان و یا فيلتر کردن سايتهای حامی زنان و یا ممنوع الخروج شدن فعالين جنبش زنان و همچنین بازداشت و محاکمه دانشجويان دختر و همچنین اعدام و سنگسار که این روزها به حکمی روتین تبدیل شده و موارد دیگه ای که مرور اونها بیشتر حکم نمک روی زخم رو داره. نوشته امروز من هم اصلا قرار نبود به این چیزها برسه، اما از هر جا گریزی میزنم ناگزیر به تلخیهای امسال میرسم. بهتره کمی رویایی فکر کنم، به این امیدوار باشیم که مردم ایران غیرقابل پیش بینی اند و امسال قراره وضعیتمون فرق کنه. به عقیده ما ایرانیها که با آغاز سال نو و با نو کردن رخت و لباس و تمیز کردن خونه هامون میشه زندگیهامون رو هم سر و سامون داد، شاید ما هم با تکیه به همچین عقیده ای، بتونیم امیدوار به آینده ای باشیم بهتر از گذشته ای که برامون رقم زده اند، شاید بتونیم به خودمون تکونی بدیم و ثابت کنیم که ما یه فرقایی با ماهی توی تنگ داریم. بهتره واقع بین باشیم و با منطق و سازماندهی شده جلو بریم؛ طرحهای سهمیه بندی جنسیتی دانشگاهها و جدا کردن کتب درسی اگر قرار بر اجرایی شدن باشه، حداقل 6 ماه فرصت برای اعتراض وجود داره که باید فرصت رو غنیمت بدونیم، اصلاح حتی یک قانون، بی شک ما رو در اصلاح قوانین دیگه مصممتر خواهد کرد. بیآیید توی این سال جدید هممون به کورسوهای اندک داشته امیدوار باشیم و همه با هم در پر نور کردنش خودمونو مسئول بدونیم، قرار نیست همه جوونی خودمونو به کارهای بیهوده ای تلف کنیم که بعدها هیچ حاصلی جز شرمندگی برامون نخواهد داشت؛ بیآیید همه با هم آرزوهای دورمونو به واقعیت نزدیک کنیم، حتی اگه موفق هم نباشیم لااقل میتونیم در جهت بدست آوردنشون حرکت کنیم، شاید اونجوری عذاب ناتوانی رو نداشته باشیم، بیآیید هممون سعی کنیم، که ادامه بدیم، همدیگر رو توی این راه نامشخص و ناهموار تنها نذاریم و امیدوار باشیم به آینده ای که عدالت معنای واقعیه خودشو داشته باشه.
ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن/ وین سر شوریده باز آید به کنعان غم مخور/ دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت/ دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

...
و در آن هنگامه عظیم،
آن تشنج تب آلود تمام پیکرم را در بر گرفت
و یکی یکی سلولهایم را ترکاند
و من...
و من
نیمه انسان! به دنیا آمدم در محبس نازک اندام دخترکی نو بلوغ!
و چادر سیاه شب عزلتگه خاموش این تن نو شکفته
لای لای سکوتم را به زمزمه نشست
و من...
نیمه به دنیا آمدم؟
چشمهایم که شراب تماشا نوشید
و مست از تمامی شکوه ازلی و ابدی تماشا
به سجده گاه الهی غلتید
به تبصره ای ناجوانمردانه به قانون خلقت
به ناگاه از من ربوده شد
و من...
نیمه به دنیا آمدم؟!
باری این یادگاران بی همتای پروردگار
- این دستان شکوهمند -
به آغوش لمس کشید تمام آنچه میدید در زمانی نه چندان دور
(هر چند که میدانست هنوز میبیند – به تمامی -!)
و من آموختم به زمزمه خاموش و نمناک باران
بر دستان نازکم
و به سیلیهای ناجوانمردانه باد بر پیکرم
و به لای لای شبانه مادرم
و به قانون لایتغیر پدر بر کتاب نوشته و نانوشته قانون آسمانی اش!
که من
نیمه به دنیا آمدم؟!!!!!!!
و حال سالهاست از پس سال
که من
نیمه مینوشم
نیمه می زیم
و تمام خواهم مرد .../نرگس.ح

ایران و جهان در سال پیش رو
دایی جان ناپلئون: سال 87 بی شک متفاوت از سال 86 میشه و انشالله که براکتش بیشتر به نفع ما باشه (بالاخره هر چی باشه سال 87 سال موشه و خیلی بهتر از سال 86 میشه که سال نجس خوک بود)! واسه همین بررسی دورنمایی از سال پیش رو واسه برنامه ریزی هممون که خیلی رو اصول و برنامه حرکت میکنیم، ضروری به نظر میرسه (آخه هر چی باشه خیلی شاهکارها تو سال 86 داشتیم که قراره سال 87 به بهره برداری برسه)! از همین شروع سال جدید، تک نفرهای اپوزیسیون یادشون میافته که اپوزیسیون تشریف دارن و باید هر کدومشون به 70 میلیون ملت خودشون سال نو رو تبریک بگن (احتمالاً وعده هم بدن که سال 87 ما رفتنی میشیم و اونها قراره تشریف بیآرن و به ملت همیشه در صحنه ما حکومت کنن)! رسانه ملی هم مثل سالهای دیگه، با پخش فیلمها و سریالهای متعدد بازار شبکه های لس آنجلسی رو به کل کساد میکنه (البته این ملت نمک نشناس مثل همیشه به بهونه شو نگاه کردن، نمیتونن از این شبکه ها دل بکنن و واسه همین به امید خدا سال 87 همه دیشهای ماهواره های کل مملکت رو جمع میکنیم)! البته این به ظاهر اپوزیسیونیها چهارشنبه سوری که هیچی عایدشون نشده، از همین حالا خودشون رو واسه سیزده بدر، روز معلم و کارگر، 18 تیر، اول مهر، 16 آذر، روز جهانی زن و ... آماده میکنن تا شاید این بار اغتشاشی بشه (گویا خیلی دوست دارن باز یه عده ملت بی خبر ما رو بفرستن هتلهای سه ستاره)! رسانه های روسی هم از همین شروع سال 87، باز شروع میکنن به بزرگ کردن حمله نظامی به ایران (آخه پسرخاله پوتین مثل اینکه این چند ساله خوب تونسته با این جور تهدیدها مملکت ما رو بچاپه)! اسرائیل هم که مثل سالهای گذشته هر چند روز یه بار با برادران حماس و حزب الله ما درگیر میشه تا شاید بتونه امسال دیگه مشروعیت پیدا کنه (انشالله که امسال پرونده صهیونیستها رو میبندیم و دیگه این سوریه و لبنان و فلسطین هم خرجی رو دستمون نمیذارن)! این اروپاییها هم احتمالاً امسال قطعنامه ها رو بیشتر میکنن و با احتساب هر سه ماه یک قطعنامه جدید، تا آخر سال، هفتمین قطعنامه رو هم بر علیه ایران تصویب میکنن (با این حساب چند نفر دیگه هم از برادرها ممنوع الخروج میشن و چند تا شرکت دیگه ایرونی تحریم میشن و باید به جامعه جهانی برادرهای جدید و شرکتها و بانکهای جدیدی معرفی کنیم)! تحریمها هم مسلماً با قدرتنمایی برخی مسئولین، بیشتر میشه و وضع اقتصادی، بیکاری، فقر، اعتیاد و ... هم زبونم لال بدتر میشه (خوب از همین روزهای اول سال بر ملت همیشه در صحنه واجبه که تا میتونن صرفه جویی کنن و خودشون را آماده کنن که دیگه بنزین، برق، اینترنت و ... نداشته باشن و صادرات نفت و گازمون هم شامل تحریمها بشه)! انتخابات آمریکا هم بالاخره به اتمام میرسه و به احتمال قوی جمهوریخواهها دوباره کاخ سفید رو تسخیر میکنن (تلخیش فقط اینه که جای عموجان بوش خیلی خالی میشه و دیگه کسی نیست که با برادر احمدی نژاد واسه هم کارت پستال بفرستن)! جنبشهای اجتماعی ایران چون دانشجویان، زنان، کارگران، معلمان، اقوام و ... هم به راه خودشون ادامه میدن و مثل اینکه قرار نیست کوتاه بیآن (از همین حالا خودتون رو آماده کنین که امسال چون اینها دارن بزرگتر میشن، خبرهای زیادی از اعتراضات و بازداشتهاشون منتشر بشه)! تو ورزش و خیلی چیزهای دیگه هم تصمیم بر اینه که به عقب برگردیم تا بنیه هامون رو قویتر کنیم (بیچاره علی دایی هم چون یه مدت خیلی حرفهای گنده گنده میزدش، باید قربانی بشه تا نرفتنمون به جام جهانی، بهونه نده دست دشمن که ملت رو واسه شادی بریزن تو خیابونها)! خلاصه سال جدید قراره به دست دولت محبوب و مجلس جدید که واقعاً دلنشین شده، ما رو به اون بالا بالاها ببره (آخه رو زمین که همه جا تشریف داریم و سال 87 با ماهواره هامون آسمونها رو هم قراره تسخیر کنیم)! فقط به عنوان آخرین کلام سال 86، باز هم توصیه میکنم سال 87 صرفه جوتر و سربه زیرتر از همیشه باشین و بیخود خودتون رو خسته نکنین که مثلاً میتونین کاری بکنین (یادتون نره امسال دیگه شوخی نداریم و با توجه به گسترش تهدیدات خارجی، هر گونه اعتراضی به منزله گناه کبیره بوده و دیگه هیچ انتظاری از ما هم نداشته باشین)!

سخنی با هم آواییها
هم آوا از 15 فروردین ماه دوباره کنار شما خواهد بود و امیدواریم سال 87 بتوانیم گوشه ای از محبتهای شما را جبران کنیم. البته تغییراتی اندک هم در محتوای وبلاگ به جود خواهد آمد که حتماً منتظر پیشنهادات و انتقادهای شما هستیم تا ضعفها را برطرف کنیم. خوشبختانه تعدادی همکار جدید هم به جمع ما اضافه خواهند شد که حتما با راهنماییها و حمایت شما، خواهیم توانست بیشتر از گذشته رضایت شما را کسب نمائیم. سال ۸۷ نیز بی صبرانه منتظر حمایت شما هستیم و امیدواریم هدیه نوروزی هم آوا که تقویم ویژه جنبشهای اجتماعی ایران هست نیز مورد پسند شما قرار گیرد و ایرادات این تقویم را در عین حال که در نوع خود از سبکی جدید تبعیت میکند، گوشزد کنید تا نسبت به اصلاح آن اقدام نمائیم. مطالب ویژه ای نیز برای نوروز باستانی تدارک دیدیم که لینکهای آن در زیر آمده است:
چهارشنبه سوري / هفت سین / جشن نوروز / آداب و رسوم نوروز / سیزده بدر
خوب سال ۸۶ را هم چند ساعت پیش پشت سر نهادیم و من و دوستانم آرزو میکنیم که سال جدید، سالی سرشار از سربلندی و پیروزی برای تمام ایرانیان و بخصوص فعالین مدنی و حقوق بشر میهنمان باشد. امیدواریم اشتباهات و خدای ناکرده دلخوریهایی که سال گذشته از هم آوا دیدید، به بزرگی خودتان ببخشید و امسال این ایرادات را کمتر ببینید و حتماً آنها را گوشزد کنید. تعطیلات نوروزی خوبی داشته باشید و مراقب خودتان باشید. هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز
|