فاطمه. م: باز هم قصه همیشگی تضاد و تبعییض و باز هم هیاهوهای همیشگی. هیاهوی فاصله بین پسر و دختر، فاصله ای که رفته رفته رنگ ضدیت نیز به خود میگیرد، یک طرف پاک و عاقل و مخلوق حق خدا و طرف دیگر نه تنها ناپاک و مخلوق ناحق، بلکه گناه مطلق میباشد و اینجاست که برای حفاظت از مخلوق آسمانی خدا چاره ای جز جدایی این دو از هم نیست...! شنیدیم که باجه های تلفن عمومی برای خانمها و آقایان مجزا شده است، شنیدیم کلاسهای عمومی دانشگاهها برای دخترها و پسرها به صورت مجزا برگزار میشود، شنیدیم و البته دیدیم که سرویسهای رفت و برگشت برای برخی از دانشگاهها تفکیک شد، شنیدیم که از سال بعد کتابهای درسی نیز برای دختر و پسر تفکیک خواهد شد، شنیدیم که ... آری همه اینها را شنیدیم و بر درستیشان صحه گذاشتیم، همه دست در دست هم دادیم تا زودتر برایمان عادت شود و بین پسر و دختر، زن و مرد دیواری ساختیم دست نیافتنی، دیواری که یک طرف آن انسان بود و طرف دیگر موجودی شیطانی که انسان همیشه در واهمه وسوسه آن به سر میبرد و دنبال راهی تا از شر وسوسه هایش در امان باشد. هیچکدام از اینها حرف تازه ای نیست و همه مان موافق و مخالف به دفعات این سخنان را شنیده ایم و یا خوانده ایم و هیچ گاه نیز راه گریزی نداشته ایم حتی حرف تازه ای نیست اگر بگویم همه مان به این حرفها عادت کرده ایم و اگر کسی دادش از این احوال در بیاید، با نیشخندی او را به تمسخر میگیریم که یعنی آیا تا به حال برایت عادی نشده است؟! من امروز میخواهم کسی باشم که داد میزنم و قصد این را ندارم که به نیشخندها اعتنایی بکنم، میخواهم داد بزنم از قانونی که مدتها بود در خفا اجرا میشد و تازه این روزها زمزمه ای از تصویب آن به صورت آشکارا مطرح میشود و آن سهمیه بندی دختر و پسر برای ورود به دانشگاهها میباشد؛ همه آنهایی که این روزها از این قانون حمایت میکنند، اولین جمله ای که بر زبان میآورند این است که به هیچ عنوان حقی از کسی ضایع نمیشود، یعنی عدالت به این اندازه واژه غریبی است که توان برقراری آن را ندارند و اینچنین آن را تعبیر میکنند و آن را اینگونه برایمان توجیه میکنند؟! مگر نه اینکه اینان نمیخواهند حقی از کسی ضایع شود، خوب مسئله خیلی واضح است، آزمون انتخابی بدون توجه به نوع رشته و البته جنسیت داوطلب، به همین سادگی. قصد این را ندارم کورکورانه چشم بر همه واقعیتهای اجتماعمان ببندم و تنها به حمایت از دختران اکتفا کنم، من نیز شاهد اینم هر سال از جمعیت پسران ورودی به دانشگاهها کاسته میشود، اما مشکل جای دیگری است، وقتی دختران و پسران بعد از دوازده سال مدرسه چاره ای جز ورود به دانشگاه ندارند و تازه بعد از 4 سال میفهمند که هیچ کار مفیدی انجام نداده اند (رشته ای را خوانده اند که بازار کاری ندارد و یا مانند همه رشته های فعلی، بازار از آن اشباع است) در این شرایط است که کسی حاضر نیست این 4 سال را بیهوده تلف کند، اینجاست که پسر راه فرار از این مشکل را در بیرون از دانشگاه مییابد و مانند همیشه قربانیان این مشکل دخترانی هستند که جامعه اجازه خارج شدن از خانه را به آنان نمیدهد و اینجاست که دختران به هر قیمتی چند سال پشت کنکور شدن و یا قبولی در رشته های کاملا بیهوده (از نظر آینده کاری) را تن میدهند. راه حل مشکل هر چه باشد راهی نیست که اینان در پیش گرفته اند، اینچنین راه حلهایی تنها خبر از فقدان منطق در نظام آموزشی ما میدهد که با استیصال دست به دامان جدا کردن کتب آموزشی و یا سهمیه بندی جنسیتی ورود به دانشگاهها میشوند. میدانم که تا اینجا سخن تازه ای نگفته ام و این قانون هم مانند همه قوانین موجود به آشکارا و یا به خفا اجرا خواهد شد و همه داد و بیدادهایمان بی ثمر خواهد بود، اما نکته ای که من را به فکر برده این است که اغلب زمانی که به انتخاباتی نزدیک میشویم، خبر از قوانین خوبی میشود که هیچگاه به مرحله اجرا نمیرسد، اما قبل از انتخابات، شور و حالی در اقشار خاص به وجود میآورد و آدمی را امیدوار به اصلاح همه قوانین مشابه میکند (مانند همین اجازه ورود بانوان به ورزشگاهها که با وجود اینکه هیچگاه عملی نشد، اما مدتی چهره عدالت پیشگی به دولت داد) قوانینی که مانند مواد غذایی تاریخ مصرفی چند ماهه دارند و حال شنیدن این قانون جدید آن هم درست چند هفته مانده به انتخابات مجلس، کمی شک برانگیز است؛ نمیدانم پشت این قضیه چه رویدادهایی لانه کرده اند، اما شاید بشود حدس زد که مخالفان چنین قانونی، اکثریت زنان و دختران تحصیلکرده ای خواهند بود که مدتهاست معترض عملکرد دولت هستند و در صورت شرکت در انتخابات به نفع دولت رای نخواهند داد و عملا در این مدت کوتاه باقی مانده نیز فرصتی برای تغییر افکار اینان نخواهد بود، پس تنها کنار گذاشتن این قشر در انتخابات راه حل مناسبی به نظر میآید. شاید بسیاری از شما که این نوشته را میخوانید، بدبینم بدانید اما مهم قانونی است که حالا با هر قصد و غرضی این روزها آشکارا و در مورد همه رشته ها به تصویب میرسد؛ از همه شما میخواهم در خلوت خود به قضاوت بنشینید در کدامین دادگاهی، عدالت را اینچنین تعریف میکنند و حق نیمی از جامعه را عملا نادیده میانگارند؟! تا کی زنان ما در صبوری و گمنامی خواهند زیست و تاریخی از آن خود نخواهند داشت؟ بیایید تنها به نوشتن و خواندن اکتفا نکنیم و کاری کنیم تا این قانون نیز به جمع همه قوانین نابرابر اضافه نشود. شاید 8 مارس روز خوبی برای اعلام مخالفت با این قانون باشد، به شرطی که همه مان آگاهانه با مسئله برخورد کنیم و هیچکس خود را بی تفاوت از اجتماعی که در آن است، نداند.
دهان دختر زیبا تهی ز دندان است/که هر شکسته دندان بهای یک نان است/هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده/ دیگر نان نیست/و همه مردم شهر بانگ برداشته اند که چرا/سیمان نیست/و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست/و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست.

شناگر بشین تا بتونین لباس چسبون بپوشین!
دایی جان ناپلئون: گویا چندي پيش مالزي به يكي از توليدكنندگان لباس ورزشي در استراليا سفارش میده که لباس پوشيدهاي رو براي شناي زنان مسلمان طراحي كنه (بیچاره این مسئولین مالزی هم حتما از دست جنبش زنانشون جونشون به لبشون رسیده که آخرش راضی شدن زنانشون جلو نامحرم شنا کنن)! برخی مسئولین ورزشی ما هم بعد از اينكه مالزي اين لباس رو تائيد كرده، از طرح استراليا استقبال كردن تا مبادا از مالزی عقب بمونن (احتمالاً از بیگانه خط گرفتن یا زبونم لال بدشون نمیآد بشینن شنای زنها رو نگاه کنن)! واسه اینکه مسئولیتها رو هم از دوش خودشون بندازن، گفتن که مراجع تقليد اگه لباس شنايي رو كه مالزي براي زنان مسلمان طراحي كرده، تائيد كنن، شناگران زن ايران هم ميتونن تو مسابقات برون مرزي شركت نماین (این فدراسیونیها هم خدا میدونه از کی خط میگیرن، فدراسیون فوتبال با این مربی آوردنش کم آبرومون رو برده حالا نوبت رسیده به این مروجین فرهنگ غربی فدراسیون شنا)! وحيد مرادي رئيس فدراسيون شنا هم گفته که به كيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني پيشنهاد داده كه در اين باره مطالعات لازم رو انجام بده (تا حالاش که پای همه رو وسط کشیدن، آخه بیچاره برادر هاشمی کجای این لباس رو مطالعه کنه)! البته برادر مرادی زرنگی کرده و گفته که فدراسيون شنا تابع سياستهای كلي نظامه و اگه مراجع اين لباس رو تائيد كنن، ما هم از اون استفاده ميكنيم (ولی اینها دلیل نمیشه که زبونم لال ایشون از شنای خانمها خوشش نمیآد و کسی بهش خط نمیده، حالا چرا پای مراجع رو میکشه وسط)! ضمناً برادر مرادی با افتخار گفتن که نظرشون درباره اين لباس مثبته و اين لباس شايد از لباسي كه تو خيابان از اون استفاده ميشه، پوشيدهتر باشه (البته این جمله ایشون جای تجلیل داره که غیرمستقیم گفتن الان لباس خیابون زنهای ایرونی بدتر از لباس شناست)! رئیس فدراسیون همچنین تاکید کردن که جنس این لباسهای شنا طوريه كه تو آب سنگين نميشه و تاثير منفي تو ركوردها نميذاره (آخه برادر چرا ضد و نقیض حرف میزنی، مگه میشه این لباسها پوشیده تر از لباس خیابونی باشه ولی سبکتر باشه، بابا دیگه وضع زنهای خیابونی ایران اینقدر هم بد نشده، چرا بهونه میدی دست دشمن)! با در نظر گرفتن اظهارات رئیس فدراسیون شنا، به احتمال قوی زبونم لال لباسهای شنا حتما چسبان تشریف دارن و همین کافیه که با این لباسها مخالفت بشه (گویا برادر مرادی فراموش کردن ما تو داخل کشور خودمون رو به آب و آتیش میزنیم که زنها لباس چسبون نپوشن، خدای ناکرده اگه تو تلویزیون زن ایرونی رو تو فرنگ با لباس چسبون ببینن مگه دیگه میشه تو خیابون اینها رو جمع کرد)! البته اگه این موضوع فقط تو آستانه انتخابات مطرح میشه که زنها بیآن رای بدن، فعلا خوبه مطرح بمونه تا بعد انتخابات بایگانی بشه (وگرنه هممون میدونیم که زن ایرونی جنبه نداره و از اینجا با همین لباس چسبون میره ولی خدا میدونه اونجا که زن فرنگیها رو ببینه چیها که نپوشه)!!!

خبر اول اینکه، حکم شش ماه حبس تعليقی بهمن احمدی امويی، روزنامه نگار از سوی دادگاه تجديد نظر تائيد شده که به مدت دو سال تعليق میشه. دو شهروند کاميارانی به نامهای کمال فاتحی و یزدان مارابی نیز به ترتیب به 18 و 6 ماه حبس محکوم شدن. دادگاه انقلاب شهر سقز نیز یک فرهنگی بانه ای به نام حسن فلاح رو به به تحمل یک سال حبس محکوم کرده. احمد تموعي از اهالي شهر سلماس و يوسف کاک ممي نویسنده مهابادی نیز به ترتیب به 15 و 6 سال حبس محکوم شدن. فرزاد کمانگر معلم آموزش و پرورش شهرستان كامياران، علی حیدریان از فعالین مدنی کردستان و فرهاد وکیلی معاون سابق اداره جهاد کشاورزی شهرستان سنندج توسط شعبه 30 دادگاه انقلاب تهران به ترتیب به اعدام، 10 سال زندان و اعدام، 10 سال زندان و اعدام محکوم شدن. برادر یعقوب مهرنهاد به نام ابراهیم مهرنهاد یکی از اعضای انجمن جوانان صدای عدالت نیز اخیراً بازداشت شده. سعید نصیری، شهرام قلی زاده، رضا داغستانی٬ آشیق عسگر ساعد و مهدی نوری نیز اخیراً بازداشت شدن. سازنده يک لطيفه درباره رئیس جمهور نیز که بر روي تله تکست صداوسيما قرار گرفته بوده، بازداشت شده. دادگاه انقلاب سنندج نیز رئوف عبدی رو به تحمل 5 سال زندان در تبعید محکوم کرده. اما سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار، جلیل غنی لو و علیرضا متین پور از فعالین فرهنگی آذربایجانی که از ماهها پیش در بازداشت بسر میبردن، با قرار وثیقه به ترتیب ۵۰۰ - ۸۰ و ۱۰۰میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شدن و قرار بازداشت بهروز صفری و همسر وی لیلا حیدری به قرار وثیقه معادل ۱۲۰ و ۸۰ میلیون تومانی تبدیل شده. قبل از کار سیاسی به جیبتون یه نگاه بندازین!
خبر بعدی اینکه، مرضيه مرتاضی لنگرودی از فعالان حوزه زنان به شش ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق که برای مدت دو سال به حالت تعليق در میآد، محکوم شده. یه دختر جوان مهابادي به نام آرزو.س نیز که به دليل فشارهاي خانوادگي و مشکلات ايجاد شده اقدام به خودسوزي نموده بوده، جان خود رو از دست داده. مقاومت يك دختر جوان در برابر دستگيري توسط مأموران گشت ارشاد در ميدان صادقيه تهران نیز به رفتار خشن مأموران و ضرب و شتم وي و در نهایت اعتراض و درگیری مردم با مامورین منجر شده. همچنین مریم حسین خواه عضو مرکز فرهنگی زنان و از اعضای کمپین یک میلیون امضاء با ابلاغیه کتبی به دادیاری ویژه امنیت دادسرای انقلاب احضار شده و دادگاه امیر یعقوبعلی و شهلا انتصاری از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز برگزار شده. اما راحله عسگری زاده و نسیم خسروی دو عضو کمپین یک میلیون امضا با تبدیل قرار وثیقه 20 میلیون تومانی به کفالت ده میلیون ریالی آزاد شدن. الان دیگه حتما همسران خوبی واسه شوهرانشون شدن!
خبر دیگه اینکه، دانشجویان دانشگاه شیراز در طول هفته گذشته تجمعات مستمری برگزار و بر ادامه تحصن خود تا برآورده شدن خواسته های صنفی خود تاکید کردن و البته خواستار استعفاي بي قيد و شرط صادقي رئيس دانشگاه نیز شدن. جمعي از دانشجويان دانشگاه تربيت معلم پرديس كرج نیز در اعتراض به كيفيت غذا و برخي مشكلات صنفي در دانشگاه تجمع كردن. همچنین کارو صديقياني دانشجوي ترم آخر کارشناسي ارشد رشته مهندسي مکانيک دانشگاه علم و صنعت ايران اخراج و به مدت يک سال از شرکت در آزمونهاي ورودي دانشگاهها محروم شده. همچنین سحر رضازاده، پگاه حمزه ای و مارال پیله ور به 1 ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده و مرتضی مساکنی دیگر دانشجوی این دانشگاه نیز به توبیخ کتبی به همراه درج در پرونده محکوم شده. اما سهراب کریمی دانشجوی کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی با وثیقه 150 میلیون تومانی آزاد شده. گویا فیلمی نیز تحت عنوان «خط سیاه» برای اثبات گناهکاری دانشجویان در جریان نشریات موهن از سوی برخی نهادها منتشر شده. واقعا که چقدر سخته محکوم کردن یه دانشجو!
خبر بعدی اینکه، محمد تقي سرمدي عضو هيات مديره و امناي موسسه عصاي سفيد اعلام کرده که طي 10 سال گذشته تعداد نابينايان کشور با افزايش 30 درصدي روبرو بوده و درحال حاضر يک ميليون نابينا در کشور زندگي ميکنن که با مشکلات زيادي مواجه هستن. مديرعامل انجمن حمايت از بيماران سرطاني كشور نیز گفته که 75 هزار بيمار سرطاني در كشور وجود دارن که بيشتر بيماران سرطاني كشور از سرطان معده، مري و پستان رنج ميبرن. همچنین معصومه صالحي مدير عامل انجمن آلزايمر، تعداد مبتلايان به آلزايمر در ايران رو حدود300 هزار نفر برشمرده. یکی از نهادهای اجتماعی نیز در گزارشی خبر از رشد مصرف ماده مخدر کراک و شیشه در بین دانش آموزان مقطع ابتدایی داده. اینها همه در حالیه که محسن پرويز معاون فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نیز از كاهش ۴۰۰ ميليارد ريالي يارانه كتاب و مطبوعات در سال آينده خبر داده. حتما میخوان خرج معضلات دیگه کنن!
خبر دیگه اینکه، جمعی از خلبانان شرکت هما تجمعی صنفی برگزار کردن و بر ضرورت رسیدگی به مشکلات خود به ویژه میزان حقوق و دستمزدها تاکید کردن. دادگاه عمومی سنندج نیز 22 تن از کارگران اخراجی کارخانه نساجی کردستان رو احضار کرده. سندیکای کارگران شرکت واحد نیز از تصمیم قطعی مدیریت این شرکت برای اخراج 765 کارگر شرکت واحد خبر داده و دلیل اون رو کم کاری و غیبت بیش از حد اعلام کرده. سیصد نفر از کارگران سد گاوشان و سد زیویه نیز در مقابل فرمانداری شهر کامیاران دست به تحصن زدن و خواستار دریافت چهار ماه حقوق معوقه خود شدن. لقمان مهری از فعالان مدنی و کارگری شهرستان سقز نیز به پنج سال و شش ماه حبس محکوم شده. آخه کی میتونه حقوق سنگین این کارگرها رو بپردازه!
خبر آخر هم اینکه، روز ﺳﻪشنبه چهاردهم اسفندماه مصادف با سالروز درگذشت بنيانگذار جبهه ملی دکتر محمد مصدق، مراسمی در آرامگاه وی در احمدآباد برگزار ميشه. حضور در محل به معنی اقدام علیه امنیت ملیه!

* اعتراض به حکم اعدام فرزاد کمانگر/صدای اعتراض معلم
* پیروز شدیم چون اصولا پیروز هستیم/سیدابراهیم نبوی
* پیرامونی با طناب های دار /خاک پاک
* ميردامادي: بزرگترين اقدام مجلس ششم نامه به رهبري، تحصن نمايندگان و استعفاي دسته جمعي بوده و همواره از آن دفاع ميكنم/انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
* زندگی/مجاهدت
* تاریخچه 8 مارس/کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران
* 90 درصد جمعیت کشور زیر خط فقر قرار دارد/اخبار ایران
* عفو بین الملل محکوم کرد /دیدبان حقوق بشر در ایران
* سلام/صبحی روشن
* برگزاری اولین جلسه ی کمیته ی تجدید نظر دانشگاه اصفهان/وبلاگ گروهی دانشجویان دانشگاه اصفهان
* شمارش معکوس/آوای روز
|