سجاد نیکنام: شاید بسیاری از شما با سایت کلوب یا همان جامعه مجازی ایرانیان آشنا یا در این سایت عضو باشید؛ سایتی که در طول هفته اخیر، میهمان فیلترینگ اداره مخابرات گردید و کاربران ایرانی با مراجعه به آدرس این سایت، با جمله معروف و البته عادی شده «مشترک گرامی ...» روبرو شدند! البته خوشبختانه با تلاش مسئولین این سایت، جامعه مجازی ایرانیان مورد لطف و عنایت اداره مخابرات قرار گرفته و اواخر هفته از این سایت رفع فیلتر شد که باید امیدوار بود برای این رفع توقیف، مدیران سایت مذکور، معاملاتی نکرده باشند! این اتفاق در حالی روی میدهد که پیش از این، تحریمهای اینترنتی كه شامل محدوديت دانلود نرم افزارها، عدم دسترسي به برخي از سايتها و همچنين محدوديتهاي تجارت الكترونيك ميشود، تاكنون مشكلات بي شماري را براي كاربران ايرانی ايجاد كرده است. تحریمهایی که سایتهای معروفی چون گوگل، یاهو و نوکیا نیز اخیراً به جمع مجریان آن پیوسته و اقدام به حذف نام ايران در فرم ثبت نام خود كرده اند و در حالی که کاربران ایرانی چنین اقداماتی را توهين آميز و متناقض با قانونهاي بين المللي تلقی میکنند، عدم حمایت (شاید هم رضایت از چنین برخوردی) از سوی نهادهای رسمی و دولتی از اعتراض کاربران ایرانی، هیچ برآیندی برای این اعتراضها به دنبال نداشت! اما با قرار دادن چنین تحریمها و محدودیتهایی در کنار کاهش روزافزون سرعت اینترنت و فیلترینگ سایتها و وبلاگها در داخل، کم کم به نقطه ای میرسیم که خداحافظی متعدد وبلاگ نویسان و به زبان ساده قهر با جامعه مجازی را در ایران شاهد باشیم. تا دیروز به این میبالیدیم که وبلاگ نویسی در ایران رونق بی سابقه ای یافته و جامعه مجازی بهترین راه (شاید هم تنهاترین راه) برای ارتقای آگاهی و اطلاع رسانی در ایران است و همگی به یکدیگر امید میدادیم که این بار دیگر نتیجه خواهیم گرفت! ولی امروز به وبلاگها مراجعه کنید تا به وضوح ببینید که چه تعداد با جامعه مجازی وداع گفته اند و یا در محاق فیلترینگ افتاده اند، همانهایی که تا دیروز چراغ امید وبلاگ نویسی ما بودند یا تندرویشان این را به ما القا میکرد که ما نسبت به آنها خیلی متعادلتر هستیم پس فیلترینگ یا ... به سراغ ما نخواهند آمد! به هر حال جامعه مجازی امروز همانی نیست که دیروز انتظارش را میکشیدیم، خود ما، دولتیها و شرکتهای خارجی نیز در به وجود آمدن وضع کنونی بی تقصیر نیستیم؛ شاید که بی جنبگی ما، واهمه کاذب دولتیها و منافع شرکتهای خارجی عامل بروز چنین شرایطی باشند! به عنوان مثال سایت کلوب - حالا جدا از اینکه چه اهدافی دارد و با دید توهمی به کجاها وابسته است – این امکان را برای کاربران ایرانی به وجود آورد که آزادانه به طرح مسائل مختلف و مشارکت در بحثهای گوناگون بپردازند، که اول از همه نقش بسزایی در تجربه کار دسته جمعی و نهایتاً آگاهی بخشی میتواند داشته باشد؛ اما آنچه که برخی (البته با دید خوشبینانه) در این سایت از خود به جا گذاشتند، زیر سوال بردن باورهای دیگران، بحثهای بسیار تند سیاسی، طرح مسائل غیراخلاقی، توهین و ... بود که برآیند آن فیلتر شدن این سایت در طول هفته گذشته بود! کاری که بسیاری از ما با یاهو و گوگل هم کردیم و بالعکس کاربران خارجی، احتمالا هر کداممان 10 الی 20 تا ایمیل و وبلاگ و ... داریم که هنوز استفاده صحیح از آنها را نیآموخته ایم و مثل بسیاری از کارهای دیگرمان به سوء استفاده اولویت بیشتری دادیم! هر چند که فیلترینگ و تحریمهای اخیر را در شأن ایرانی نمیبینیم ولی آیا براستی ما نیز شهروند خوبی برای جامعه مجازی بودیم؟! در عین حال که بسیاری نامنصفانه اسیر محدودیتهای قانونی مختص داخلی میشوند، برخی از ما به قوانین بین المللی دنیای مجازی هم رحم نمیکنیم و اینگونه میشود که ما شهروندان بی جنبه جامعه مجازی با قانون گذاران محدودیت گستر داخلی و شرکتهای خارجی زیر سلطه ابرقدرتها، دست به دست هم میدهیم تا شهروندان ایرانی جامعه مجازی با احساس غربت در این جامعه، خود را در ناآگاهی منتج از مجادلات تند سیاسی و مسائل غیراخلاقی غرق کنند و اینی شود که یاس موجود در جامعه ایرانی به جامعه مجازی نیز رسوخ کند! ما خوب و دلربا سخن میگوییم و وعده های خوبی هم میدهیم، اما در عمل تحمل پایبندی به قوانین خود را نیز نداریم چرا که تک تک ما برای خود اسطوره هایی هستیم که هیچ انتقادی بر ما وارد نیست و در شأن ما نیست که دست یاری به سوی دیگر ایرانیان دراز کنیم! شاید بتوان گفت جامعه مجازی نیز متاثر از محدودیتهای جامعه امروز به اینجا رسیده و ما به تلافی کمبودهایی که در جامعه ایرانی با آن روبرو هستیم، خود را در پشت چهره های مجازی پنهان میکنیم تا آنچه را که علناً از انجام آن ناتوانیم، در پس چهره ای مجازی عملی کنیم و برایمان مهم نیست که عمل ما به کسی آزاری برساند یا نه! براستی تاکنون به این اندیشیده ایم که دلیل حضور ما در جامعه مجازی چیست و چه اهدافی از این حضور خود داریم یا اینجا هم میخواهیم طبق عادت، ناهنجاریهای خود را هنجار کنیم و نظاره گر چوب زوری همیشگی بر بالای سرمان باشیم؟!

جرمم زن بودن است!
فاطمه.م: «تصمیم گرفتم سمیه را بکشم و خودم را از این ننگ نجات دهم، بالاخره مصمم شدم او را سنگسار کنم، اما از آنجا که به تنهایی از عهده این کار بر نمیآمدم از یکی از دوستانم کمک خواستم و ...» سمیه 14 سال بیشتر ندارد؛ با خواندن این سطور وحشت در تمام تنم رخنه میکند، مگر ممکن است پدری دختر خود را سنگسار کند؟ بچه که بودم وقتی در کتابهامون میخواندیم که در عهد پیامبر دختران را زنده به گور میکردند، با همان ذهن کودکیم مردان آن روزگار را کوته فکر میانگاشتم، چقدر به دختران زنده به گور شده ترحم میکردم و دلم میخواست کسی کمکشان میکرد؛ یادم هست معلممان این صحنه را آنقدر وحشتناک به تصویر کشید، تا زیبایی کار پیامبر را در مورد فاطمه اش بهتر بفهمیم، آن زمان با همان ذهن کودکی ام پیامبر را دوست میداشتم؛ آن روز در کلاس درس از زنده به گور کردن دختران در شگفت بودم، هیچ تفاوتی بین دختر و پسر نمییافتم، از مردان آن روزگار متنفر شده بودم، یعنی یک انسان چقدر میتواند سنگدل باشد تا بتواند دختر خود را زنده در زیر خاک پنهان کند؟ و تنها جرمش و البته بزرگترین گناهش دختر بودنش باشد؛ یادم هست این موضوع مدتها ذهنم را به خود مشغول کرده بود، دنبال توجیهی بودم تا از وحشت ماجرا کم کنم، به پیامبر فکر میکردم که در همچین روزگاری دست فاطمه اش را بوسیده است ... کم کم بزرگ شدم و واقعیتهای جامعه ام را بیشتر دانستم، واقعیتهای تلخی که هر روز چهره زشت تری از خود نمایان میکند، من تازه دلیل زنده به گور شدن دخترها رو میفهمیدم، اما آن روزگار گذشته بود، در روزگاری که من هستم نه دوران جاهلیت است و نه مردمانم مردان عرب؛ پس دلیل خبرهایی که هر روز از گوشه کنار شهرمان میشنوم چیست؟ جمله بالای نوشته ام اعترافات پدری است از مردان روزگار خودمون، این بار نه دنبال دلیلی هستم و نه توجیهی، فقط میخوام همه اونایی که این نوشته رو میخونن بدونن در روزگارشون چه جنایتهایی میشه و در مقابل هیچ واکنشی دیده نمیشه. کاش کشورمون واژه اسلامی بودن رو با خودش به یدک نمیکشید، این طوری راحتتر میشد این روزگار رو تحمل کرد!

زن ...
خاله جان دایانا: زن کیست یا کسی نیست و از همان بدو آفرینش چیزی بود برای مرد؟ دلیل آفرینش زن چیست و چرا بعد آفرینش مرد خلق شد؟ آیا زن هم انسان است یا مکملی برای آدم؟ اگر زن شیطان است پس چگونه میشود بهشت را زیر پایش مینهند؟ جسم زن بر اساس چه اصولی طراحی شده یا اصلا جسمش نیز بر پایه تکمیل کالبد مرد پیراسته شده است؟ آیا خداوند در طراحی جسم زن دچار اشتباهی شده که او باید امروز اینگونه این اشتباهات را بپوشاند یا پوشش برای در امان ماندن زیباییهای جسمش در برابر کاستیهای مرد است؟ آیا جسم زن در برابر مرد ضعیف است یا اقتضای خلقتش او را مجبور میکند که همیشه ضعیفه نامیده شود؟ زن دارای روحیاتی لطیف است و باید همیشه نازش را کشید یا روانی اهریمنی دارد و باید همیشه از او بر حذر بود؟ زن به خاطر برخی ویژگیها بر مرد برتری دارد یا همین ویژگیها دلیلی است بر حقارت زن در برابر مرد؟ چگونه میتوان خصوصیات یک زن را شناخت و مرد را با وی تطبیق داد یا اصلا نباید یا نمیتوان این خصوصیات را شناخت و همیشه باید آنها را سرکوب کرد؟ آیا زن میتواند خواسته هایی مستقل داشته باشد یا تمایلاتش نیز باید بر پایه قوانین مرد تدوین شود؟ زن برای چه چهره اش را آراسته میکند آیا این نیز به خاطر مرد است؟ چرا زن باید موهایش را در برابر مرد بپوشاند و چرا نباید مرد پلکهایش را در برابر زلفهای زن بر روی هم بگذارد و آیا اصلا موهای زن تا این حد برای یک مرد مضر است؟ آیا تعیین سرنوشت زن به دست خویش است یا در راستای ارضا و بهبود سرنوشت مرد، باید برده وی لقب بگیرد؟ زن نیز میتواند مردی را بخواهد و به راحتی به وی دست یابد یا جنسی فروشیست که باید به انتظار مشتری مطلوب، خواسته های خود را سرکوب نماید و هرگاه نیز دل صاحبش را زد، دور انداخته شود؟ حقوق اجتماعی و خانوادگی زن چیست یا حقوقش نیز بر مبنای حقوق مرد تدوین شده یا اصلا حقوقی ندارد؟ قوانین جامعه در راستای رفاه بشریت است یا اول آسایش مرد و سپس زن؟ آیا میتوان حقوق زن و مرد را به برابری رساند یا این برابری شعاری تبلیغاتی بیش نیست؟ زن چرا مادر میشود؟ درصد تملک مادر بر فرزند بیشتر است یا پدر بر فرزند؟ زن چه کرده که بدترین مرد را به وی تشبیه میکنند و مرد مجرم را با لباس زنانه در شهر میگردانند؟ براستی آیا زن از همان بدو تولد مجرم به دنیا میآید یا وی به خاطر یدک کشیدن عنوان شهروند درجه دوم، مستحق تحقیر میشود؟ چگونه میشود که دیه و قیمت زن نصف مرد میشود و حق شهادت او اینگونه زیر سوال میرود؟ و آیا ...

جورج بوش با خاورمیانه چه کرد؟!
دایی جان ناپلئون: سفرهای مستمر مقامات کاخ سفید به خاورمیانه در ماهها و هفته های اخیر با وجود اینکه تو ظاهر جهت آرامش در منطقه صورت میگیره، ولی در عین حال به جهانیان این باور رو القا میکنه که آمریکا کشورهای منطقه رو برای جنگی همه جانبه علیه ایران آماده میکنه (مگه اینکه خوابش رو ببینن، ما که جلوشون کم نمیآریم)! جنگی نظامی که مقامات آمریکایی بارها غیرمستقیم به اون اشاره داشتن و تهدیدات خود بر علیه ایران رو در جبهه های مختلف به صورت روزافزون گسترش دادن (فعلاً که تا اینجاش به جایی نرسیدن و خودشون ضایع شدن)! تا جایی که در سفر اخیر رئیس جمهور آمریکا به خاورمیانه نیز تهدیدات صریحی از سوی جورج بوش علیه ایران علناً اعلام و در رسانه ها انعکاس وسیعی یافته و شاید خوشنود اصلی سخنان تند رئیس جمهور آمریکا، اسرائیل باشه که ایران رو واسه خودش تهدید جدی تلقی میکنه و به این بهونه تا اونجا که میتونه از کشورهای حامی خودش امتیاز و امکاناته که میگیره (یه دفعه همه اینها رو بالا میآره)! ولی موضوعی که بعد سفر اخیر بوش به منطقه بهش توجه نمیشه، به هم خوردن اوضاع اسرائیله (این صهیونیستهای مارمولک تو خواب هم نمیدیدن که اومدن عموجان بوش به منطقه به ضررشون تموم بشه)! نمودی که میشد بعد سفر جورج بوش به منطقه داشت، صلح اعراب با اسرائیل و یکپارچگی بی سابقه در منطقه بر علیه ایران بود، ولی نه تنها اینگونه نشد، بلکه بلافاصله بعد از خروج بوش از منطقه، همه بر علیه اسرائیل شدن و جالبتر از همه اینکه پیشرو همه اینها کشوری چون مصر شد (خدا میدونه این فرعونیها چه وعده هایی از آمریکا گرفتن)! بعد از این سفر تا به امروز اون چه که ظاهر قضایا نشون میده، اسرائیل مخصوصا بعد از ترور یکی از مقامات حزب الله، منفورتر از همیشه شده و امکان درگیری نظامی اسرائیل با حزب الله و برخی گروهها و کشورهای منطقه بعید به نظر نمیرسه (این دفعه دیگه باید کار این صهیونیستها رو تموم کنیم، دیگه واقعاً از خرج کردن پول واسه بازسازی لبنان و فلسطین خسته شدیم)! آنچه که مسلمه، اسرائیل، حزب الله و کشورهای عربی منطقه در طول سالهای اخیر از لحاظ نظامی و حتی اقتصادی پیشرفت روزافزونی داشتن و مقامات کاخ سفید و اروپایی بدشون نمیآد تو منطقه جنگی دیگه آغاز بشه تا در کنار فروش تجهیزات نظامی تاریخ گذشته خود در ازای پول نفت، خاورمیانه رو تضعیف کنن (این پسرخاله پوتین هم که فعلاً سر این عربها و غربیها رو شیره میماله که اگه شما امتیازاتی به روسیه بدین، شاید دیگه از ایران حمایت نکردیم)! بهترین حالتش واسه غرب اینه که اسرائیل جنگی رو با حزب الله شروع کنه و به مرور زمان این جنگ نظامی به کشورهای دیگه منطقه گسترش پیدا کنه و حتی پای ایران رو نیز وسط بکشه (البته بخوان یا نخوان ما همیشه هستیم و عمراً بذاریم آب خوش از گلوی این صهیونیستها پایین بره)! شاید با قربانی کردن اسرائیل که بیشتر میشه اونها رو به دموکراتهای آمریکا وابسته دونست تا جمهوریخواهها، پرونده ایران هم بسته بشه و خاورمیانه ای بمونه با اسرائیل و اعراب تضعیف شده و ایران و حزب الله و حماس فروپاشیده شده که بی شک انتخابات آمریکا رو هم به سود جمهوریخواهها تغییر میده (این انتخابات آمریکا که قراره 8 سال کاخ سفید رو به رئیس جمهور جدید بسپره، خدا میدونه چه بلاهایی سر این خاورمیانه بخت برگشته میآره)!

خبر اول اینکه، کانون وبلاگ نویسان ایران طی بیانیه ای نسبت به حکم اعدام یعقوب مهرنهاد فعال مدنی و روزنامه نگار، اعتراض و خواهان لغو حکم اعدام وی شده و مصرانه از همه حامیان حقوق بشر خواسته که به هر شکل ممکن از اعدام یعقوب مهرنهاد وبلاگ نویس ایرانی جلوگیری کنن. دكتر محمدي گرگاني رئيس گروه حقوق بشر دانشكده حقوق دانشگاه علامه طباطبايي و از چهره های ملی مذهبی نیز از سوي دادستاني عمومي تهران به شعبه 6 اجراي احكام احضار شده تا حکم ده ماه حبسش به اتهام تبليغ عليه نظام به اجرا گذاشته بشه. پیمان عارف دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران که سال گذشته به سبب فعالیتهای خود از دانشگاه اخراج شده بوده نیز باید خودش رو جهت اجرای حکم یک سال و نیم حبس تعزیری، به زندان اوین معرفی کنه. قاسم شيرزاديان نیز که در تاريخ 18 شهريور ماه سال جاري به اتهام عضويت در جمعيت غيرقانوني و تبليغ عليه نظام بازداشت شده بوده، با تبديل قرار بازداشت به وثيقه و توديع آن تا نوبت ارديبهشت ماه سال آينده جهت دادرسي نهايي از زندان اوين آزاد شده. همچنین ابوالفضل عابديني نصر روزنامه نگار خوزستاني که به اتهام توهين به رهبري به يکسال زندان محکوم شده بوده با توديع قرار وثيقه 50 ميليون از زندان کارون اهواز آزاد شده. صلاح نعمتی کارگر کارخانه نیرو رخش و محمد تکاب دو شهروند سنندجی نیز بازداشت شدن. همچنین احمد دانش پذیر، فعال حقوق بشر و تحلیل گر مسائل سیاسی در تهران بازداشت شده. واسه تحلیلهاش جای دنجی میخواسته!
خبر بعدی اینکه، فاطمه گفتاری از فعالین زن و عضو انجمن زنان آذرمهر سنندج، با قرار وثیقه 15 میلیون تومانی از زندان آزاد شده. احترام شادفر عضو مرکز فرهنگی زنان و از مادران کمپین یک میلیون امضا نیز از سوی شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی به 6 ماه حبس تعلیقی تا دو سال به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا، محکوم شده. همچنین راحله عسگری زاده هنرمند گرافیست و عکاس و نسیم خسروی مستند ساز از فعالان پرتلاش کمپین در عرصه هنری، در حال جمع آوری امضا برای بیانیه کمپین در پارک دانشجو، بازداشت شدن. پروين اردلان نیز به دادياری امنيت دادسرای تهران احضار شده. تا زن حرف گوش کنی بشه!
خبر دیگه اینکه، در طول هفته گذشته شش نفر در زنجان به اتهام سرقت مسلحانه، ايجاد رعب و وحشت، سلب آزادی و امنيت، چهار نفر در زندان اوین به اتهام قتل و چهار تن دیگر نیز در مشهد و اصفهان اعدام شدن. همچنین حکم شلاق سه نفر در یک ایستگاه مترو در کرج و یک کارگر در سنندج به نام صدیق امجدی اجرا شده و حکم ۲۰۰ هزار تومان جریمه نقدی و ده ضربه شلاق ۱۰ کارگر دیگر سنندجی نیز به نامهای طیب ملایی، خالد سواری، طیب چتانی، یدالله مرادی، صدیق سبحانی، فارس گویلیان، محی الدین رجبی، حبیب الله کله کانی، عباس اندریانی و اقبال لطیفی در آینده نزدیک اجرا میشه. یک مرد 60 ساله نیز به اتهام سرقت به قطع 4 انگشت دست، 74 ضربه شلاق، 3 سال زندان و تبعید به جنوب کشور محکوم شده. همون اولش حتما سکته قلبی میکنه!
خبر بعدی اینکه، عده ای از کارگران شرکت مرکوپال اصفهان در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق خود مقابل مجلس تجمع کردن. همچنین 400 کارگر شرکت پوشینه بافت قزوین در اعتراض به عدم دریافت شش ماه حقوق و سایر مزایای شغلی از شهرک صنعتی قزوین تا اداره کل صنایع و معادن در مرکز این استان راهپیمائی اعتراض آمیز برپا کردن. کارگران سد گاوشان کامیاران نیز در اعتراض به عدم دریافت دستمزد ماهیانه خود، در محل کارشون دست به اعتصاب زده و خواستار پرداخت حقوق و مزایای معوقه خود شدن. کارمندان دانشگاه ملایر نیز در طول هفته گذشته درگیرهای متعددی با حراست و ریاست این دانشگاه داشتن که در نهایت پای نیروی انتظامی رو به داخل دانشگاه کشیده. حقوق و مزایای کارگران شرکت اروم دشت واقع در جاده دریای ارومیه نیز حدود 9 ماهه که پرداخت نشده. همچنین اداره کار شهرستان مرودشت برای 40 کارگر به دلیل شرکت داشتن در اعتصاب 10 روزه کارگران کارخانه آزمایش، حکم اخراج صادر کرده. با تعطیلی کارخانه قند قهستان نیز هزاران کارگر و کشاورز شهر اسدیه استان خراسان به جمع بیکاران پیوستن. بهشون باید تبریک و خوشآمد گفت!
خبر دیگه اینکه، جمعي از آموزشياران نهضت سوادآموزي مقابل مجلس تجمع نموده و نسبت به عدم دريافت حقوق 5 ماهه خود اعتراض کردن. در سوی دیگر سیدعباس موسوی دبیر رسمی منطقه کیاسر به حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ۲ سال حبس تعلیقی محکوم شده. همچنین هاشم خواستار از موسسین کانون صنفی معلمان مشهد و دبیر ناحیه ۶ آموزش و پرورش مشهدبه حکم دادگاه تجدید نظر به کسر یک هشتم حقوق و فوق العاده شغل به مدت یکسال محکوم شده. جلسه رسیدگی به اتهامات سیدمحمود باقری، از معلمان بازداشت شده در اسفندماه ۸۵، نیز به دلیل عدم حضور نماینده دادستان، تجدید و به ۱۱ اسفند ماه سال جاری موکول شده. قاضی تو ترافیک گیر افتاده!
خبر آخر هم اینکه، سهراب کریمی دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران و عضو اتحادیه دموکراتیک دانشجویان کرد، بدون حضور وکیل و به صورت غیرعلنی دادگاهی شده. همچنین جواد علیزاده با تامین وثیقه 80 میلیون تومانی و فرشاد دوستی پور با تامین وثیقه 50 میلیون تومانی به طور موقت آزاد شدن. مهدیه گلرو، سعید فیض الله زاده، امیر یعقوبعلی، امیر رئیسیان، عسل اخوان و شیما فرزادمنش دانشجویان دانشگاه علامه نیز به دو ترم تعلیق از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شدن. انوشه آزادبر دانشجوی دانشگاه تهران نیز مجددا بازداشت شده. در عین حال مرتضی اصلاح چی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علامه و عضو شورای تهران دفتر تحکیم وحدت با تودیع وثیقه 100 میلیون تومانی آزاد شده. دانشجویان دانشگاه آزاد شاهرود نیز با تجمع مقابل فرمانداری این شهرستان و در اصلی دانشگاه، به تعویق و تغییر پی درپی تاریخ امتحانهای این دانشگاه اعتراض کردن. استاندار استان فارس نیز كه برای سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ به دانشگاه شيراز رفته بوده، ببه دنبال اعتراض شديد دانشجويان، با عجله جلسه سخنرانی رو ترک كرده. احتمالاً همسرش تماس گرفته بوده!

* گندیده است/شوخی و جدی
* همه چیز در بلاگر/نشریه فریاد
* به بهانه دوم اسفند و روز زبان مادری/قلم یاز
* نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست _____ کلاهــــداری و آییــن سـروری داند /حجره خورشید
* بدون شرح!!!!؟؟؟؟/آوای روز
* انديشيدن، بيرون از جعبه و جمعه گردی های زورزورکی بر عرشه «کشتی» سکولاریسم نوری قمری موشکی نو/وب-آ-ورد
* شکنجه دانشجویان در بند ۲۰۹ همچنان ادامه دارد/انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
* در باب مشاركت سياسي مردم - از بترسید، می ترسند/کاکتوس
* .../کابوک
* عدد هفت در میان ملل مختلف/تاریخ دوست
* آیا فریاد رسی هست ؟/هر کسی را توتمی هست و قلم توتم ماست
* "به اصلاح طلبان،با عشق و نفرت" یا "اتفاق خودش نمی افتد!" /فرهاد شکیبا
* يك زن ...حراج دختران ايراني و ..../آلاچیق صبح
* درد های من...../حسرت یک پنجره تا روشنایی
* راحله عسگری زاده و نسیم خسروی آزاد شدند/کمپین در بند
|